X
تبلیغات
رایتل
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

کتابهای کمیاب و نایاب و ممنوعه و ماندگار

کتابهای کمیاب و ممنوعه و ماندگار و نایاب از بهترین نویسندگان ایران و جهان

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ کتابهای کمیاب و نایاب و ممنوعه و ماندگار خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

دانلود رمان دوئل نوشته آنتون پاولوویچ چخوف   >> www.ZeroBook.lxb.ir <<  صفربوک

دانلود رمان دوئل نوشته آنتون پاولوویچ چخوف

ترجمه : احمد گلشیری

* * *

دوئل [Duel] رمانی از آنتوان پاولوویچ چخوف (۱۸۶۰-۱۹۰۴)، نویسنده­ ی روس، که در ۱۸۹۷ به چاپ رسید و یکی از مشهور‌ترین آثار او و تصویر تقریباً حقیقی آشفتگی روحی روس‌ها در پایان قرن گذشته است. تقریباً همه شخصیتهای داستان موجوداتی ضعیف ­اند و آرمانهایی را می‌­ جویند که خود می‌­ دانند بیرون از دسترس آنهاست و برده ­ی عادات خویش­اند.
داستان در شهر کوچکی در قفقاز و در کنار دریای سیاه می‌­ گذرد: لائوسکی که کارمند جوانی است خود را به این شهر منتقل کرده است تا سر و صورتی به زندگی خود که ضایع شده­‌اش می‌­ داند، بدهد. پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه با رفیقه­ ی خود، به سفر می‌­ رود. اما به جای آنکه در صراط مستقیم بیفتد، تمام روز را در خلوت به غذا خوردن و می‌­زدن و ورق­بازی و نقل داستانهایی بی‌سر و ته می‌­ گذراند. این لااقل نظر فون کورن، زیست‌شناس آلمانی الاصل، است. مردی فعال که به شدت از لائوسکی متنفر است، زیرا عقیده دارد که او به حکم قانون تنازع بقا از میان خواهد رفت. نفرت آن‌ها از یکدیگر چنان شدید می‌­ شود که بالاخره فون کون بهانه ه­ایی پیدا می‌­کند تا با لائوسکی دوئل کند. شب قبل از مبارزه برای لائوسکی بدبخت فرصتی است که درباره­ ی خود به تفکر بپردازد، می‌­ بیند که گذشته­‌اش چیزی جز بیهودگی و بی‌قیدی و دروغ نبوده است. ترس از مرگ میل به زندگی و زندگی بهتر را دراو بیدار می‌­ کند. قبل از ترک خانه در کمال محبت زن بیچاره ­ای را که او قصد ترکش را داشت، می‌­بوسد و به نظرش می‌­رسد که زن بی­نظیری است.
دوئل بی‌نتیجه به پایان می‌­رسد، اما لائوسکی مرگ را حس کرده است. زندگی تازه ­ای را شروع می‌­ کند، با رفیقه ­اش ازدواج می‌­ کندو سخت به کارمی­ چسبد.
لائوسکی، که یکی از شخصیتهای شاخص هنر چخوف است و شباهت بسیاری به «اوبلوموف» اثر گانچاروف، دارد، ضعیف است و مردد. بی‌آنکه بخواهد بدی می‌­ کند، نفرت او از اطرافیان خود پوششی است بر نفرتش از خود. برای تبرئه ­ی وجدان خود می‌­ کوشد تا به خود بقبولاند که معایبش حاصل زمان و ناشی از قانون توارث است. با این حال، نتیجه­ ی این رمان عنصر تازه ­ای در بدبینی چخوف وارد می‌­ کند و آن روابط بین لائوسکی و فون کونر است، که در عین دشمنی با یکدیگر هر دو دارای حسن نیت­‌اند و این روابط، خواننده را به یاد حکایت «یک نا‌شناس» می‌­ اندازد و نکته ­ی کمتر مشهود ولی اساسیی را آشکار می‌­ سازد و آن عشق چخوف به قهرمانانی است که خلق می‌­ کند.
هرچند صد سال تمام از درگذشت چخوف می‌گذرد، اما آثار او همچنان جذابیت خود را برای مشتاقان ادبیات در سراسر جهان حفظ کرده‌اند.
در رمان کوتاه دوئل، آنتوان چخوف به تهی بودن زندگی روشن فکرانهٔ زمان خود و نقش بر آب شدن آرزو‌های آن‌ها اشاره می‌کند. هیچ نویسندهٔ دیگری نتوانسته چون او با قدرتمندی به ترسیم شب تاریک روح دورانش بپردازد. او در عین حال در ترسیم تراژدی‌های پنهانی که تن و جان آدم را می‌فرساید استاد بود.

  

دانلود رمان دوئل نوشته آنتون پاولوویچ چخوف   >> www.ZeroBook.lxb.ir <<  صفربوک

دانلود رمان دوئل نوشته آنتون پاولوویچ چخوف

ترجمه : احمد گلشیری

* * *

درباره کتاب:

دوئل [Duel] رمانی از آنتوان پاولوویچ چخوف (۱۸۶۰-۱۹۰۴)، نویسنده­ ی روس، که در ۱۸۹۷ به چاپ رسید و یکی از مشهور‌ترین آثار او و تصویر تقریباً حقیقی آشفتگی روحی روس‌ها در پایان قرن گذشته است. تقریباً همه شخصیتهای داستان موجوداتی ضعیف ­اند و آرمانهایی را می‌­ جویند که خود می‌­ دانند بیرون از دسترس آنهاست و برده ­ی عادات خویش­اند. داستان در شهر کوچکی در قفقاز و در کنار دریای سیاه می‌­ گذرد: لائوسکی که کارمند جوانی است خود را به این شهر منتقل کرده است تا سر و صورتی به زندگی خود که ضایع شده­‌اش می‌­ داند، بدهد. پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه با رفیقه­ ی خود، به سفر می‌­ رود. اما به جای آنکه در صراط مستقیم بیفتد، تمام روز را در خلوت به غذا خوردن و می‌­زدن و ورق­بازی و نقل داستانهایی بی‌سر و ته می‌­ گذراند. این لااقل نظر فون کورن، زیست‌شناس آلمانی الاصل، است. مردی فعال که به شدت از لائوسکی متنفر است، زیرا عقیده دارد که او به حکم قانون تنازع بقا از میان خواهد رفت. نفرت آن‌ها از یکدیگر چنان شدید می‌­ شود که بالاخره فون کون بهانه ه­ایی پیدا می‌­کند تا با لائوسکی دوئل کند. شب قبل از مبارزه برای لائوسکی بدبخت فرصتی است که درباره­ ی خود به تفکر بپردازد، می‌­ بیند که گذشته­‌اش چیزی جز بیهودگی و بی‌قیدی و دروغ نبوده است. ترس از مرگ میل به زندگی و زندگی بهتر را دراو بیدار می‌­ کند. قبل از ترک خانه در کمال محبت زن بیچاره ­ای را که او قصد ترکش را داشت، می‌­بوسد و به نظرش می‌­رسد که زن بی­نظیری است. دوئل بی‌نتیجه به پایان می‌­رسد، اما لائوسکی مرگ را حس کرده است. زندگی تازه ­ای را شروع می‌­ کند، با رفیقه ­اش ازدواج می‌­ کندو سخت به کارمی­ چسبد. لائوسکی، که یکی از شخصیتهای شاخص هنر چخوف است و شباهت بسیاری به «اوبلوموف» اثر گانچاروف، دارد، ضعیف است و مردد. بی‌آنکه بخواهد بدی می‌­ کند، نفرت او از اطرافیان خود پوششی است بر نفرتش از خود. برای تبرئه ­ی وجدان خود می‌­ کوشد تا به خود بقبولاند که معایبش حاصل زمان و ناشی از قانون توارث است. با این حال، نتیجه­ ی این رمان عنصر تازه ­ای در بدبینی چخوف وارد می‌­ کند و آن روابط بین لائوسکی و فون کونر است، که در عین دشمنی با یکدیگر هر دو دارای حسن نیت­‌اند و این روابط، خواننده را به یاد حکایت «یک نا‌شناس» می‌­ اندازد و نکته ­ی کمتر مشهود ولی اساسیی را آشکار می‌­ سازد و آن عشق چخوف به قهرمانانی است که خلق می‌­ کند. هرچند صد سال تمام از درگذشت چخوف می‌گذرد، اما آثار او همچنان جذابیت خود را برای مشتاقان ادبیات در سراسر جهان حفظ کرده‌اند. در رمان کوتاه دوئل، آنتوان چخوف به تهی بودن زندگی روشن فکرانهٔ زمان خود و نقش بر آب شدن آرزو‌های آن‌ها اشاره می‌کند. هیچ نویسندهٔ دیگری نتوانسته چون او با قدرتمندی به ترسیم شب تاریک روح دورانش بپردازد. او در عین حال در ترسیم تراژدی‌های پنهانی که تن و جان آدم را می‌فرساید استاد بود.

درباره نویسنده:

چخوف، آنتون پاولوویچ Chekhov، Anton Pavlovich نمایشنامه­نویس و داستان­نویس روسی (۱۸۶۰-۱۹۰۴) آنتوان چخوف در کریمه Crimee‌زاده شد، اجدادش از دهقانان بودند و پدرش دکانداری کم درآمد. چخوف کودکی را در دکان پدر و در محیطی ساده گذراند و هنگامی که خانواده در جستجوی کار بهتر به مسکو عزیمت کرد، او تنها در زادگاه خود ماند تا به تحصیلاتش ادامه دهد، پس از آن به دانشگاه مسکو رفت، در رشته پزشکی به تحصیل پرداخت و در ۱۸۸۴ آن را به پایان رساند. چخوف در ضمن تحصیل به انتشار قصه­های طنزآمیز در مجله­های گوناگون دست زد که بسیار زود مورد توجه قرار گرفت. همین امر موجب شد که دست از پزشکی بردارد و یکباره به ادبیات و داستان­نویسی بپردازد. اولین مجموعه قصه چخوف «قصه‌های گوناگون» Pestrye Rasskazy (۱۸۸۶)، شامل قصه­های کوتاه توصیفی و جاندار است آمیخته با طنز و شوخ­طبعی از زندگی طبقه کاسب و کارمندان اداری و خصوصیتهای اخلاقی و روحی آنان. این قصه­‌ها چنان موفقیت و شهرتی به دست آورد که بعضی از آن‌ها نزد عامه مردم مورد تمثیل قرار گرفت، اما چخوف پس از چندی از نوشتن قصه­های کوتاه و خنده­آور دست برداشت و توجه خود را به اعمال و حوادث و مسائل حاد زندگی مردم در آخر قرن نوزده معطوف داشت که غباری از غم بر آن دیده می‌­شد و با لحنی انتقادآمیز همراه بود. ادراک چخوف از نظر داستان‌پردازی با موپاسان Maupassant، داستان­نویس فرانسوی که چخوف برای او ستایش فراوان قائل بود، قابل قیاس است و به این ترتیب داستان او به نام «استپ» Step (جلگه‌های پهناور سیبری) (۱۸۸۷) قالب تازه­ای با خصوصیتهای جدید در داستان­نویسی روسیه وارد کرد و اولین اثر مهم چخوف به شمار آمد. نویسنده خود درباره آن گفته است که این کتاب داستان نیست، بلکه دایره­المعارف استپ است که هرفصلی از آن خود قصه­ای را تشکیل می‌­دهد و در عین حال با یکدیگر ارتباط دارد. چخوف در این اثر سفر کودکی را نشان می‌­دهد که بر ارابه‌ای حامل بسته­های پنبه نشسته تا به شهر برود، پس به پیروی از آن ارابه­ران، از میان استپ می‌­گذرد و پیوسته تغییر مکان می‌­دهد. در واقع قهرمان اصلی کتاب «استپ» است که از قهرمانان زنده، جاندار‌تر و گویا‌تر است و چخوف در این اثر موفق شده است که به استپ روح انسانی بخشد و آن را چنان وصف کند که گویی مانند مردمی که از آن عبور می‌­کنند، رنج می‌­برد و مانند آنان از غم می‌­نالد و از شادی می‌­خندد. سراسر داستان از تصویرهای بسیار پرارزش سرشار است. چخوف در ۱۸۸۷ نمایشنامه «ایوانوف» Ivanov را برصحنه آورد که پس از چند شکست، سرانجام با پیروزی روبرو شد. از آن پس در زندگی چخوف حوادث برجسته­ای روی نداد، جز سفری به ساخالین که نشانه­هایی از آن در داستانهای کوتاهی مانند «جزیره ساخالین» Ostrov Sakhalin (۱۸۹۱) و در «تبعید» V Ssylke (۱۸۹۲) دیده می‌­شود. چخوف در قحطی ۱۸۹۲ که جنوب روسیه را ویران کرد، در سازمان مددکاری بهداشتی شرکت کرد و پس از آن سالهای متمادی را در ملک کوچکی که در نزدیکی مسکو خریده بود، گذراند و بیشتر آثار مشهور خود را در آنجا خلق کرد، سپس بر اثر بیماری سل به جنوب روسیه رفت و در کریمه مستقر شد و در این منطقه غالباً با نویسندگانی چون، ماکسیم گورکی و تولستوی ملاقات داشت، در ۱۹۰۱ چخوف با اولگا کنیپر Olga Knipper هنرپیشه تئا‌تر مسکو ازدواج کرد و چندی با او در آب و هوای گرم یالتا Yalta به سر برد و برای مراقبت بیشتر از مزاج رنجورش چندین بار نیز به فرانسه و آلمان سفر کرد. از آثار معروف این دوره نمایشنامه «مرغ دریایی» Chayka است در چهار پرده که در ۱۸۹۶ در مسکو برصحنه آمد و اولین پیروزی چخوف را در عالم تئا‌تر به همراه آورد. قهرمانان این نمایشنامه مردمی عادی و گرفتار ملال و افسردگیند. مردمی سرخورده، زیر بار سنگین زندگی خرد شده و از عشق رانده. پس بازیگری مشهور که آرزوی نویسنده شدن و شهرت و افتخار و در نتیجه ازدواج با دختر دلخواهش را دارد، در یکی از نمایشنامه­‌هایش با شکست روبرو می‌­شود، دختر که طالب شهرت است، از وی رو برمی­گرداند و به دنبال نویسنده­ای باب روز می‌­رود و جوان که به هیچ­وجه نتوانسته است علاقه او را به خود جلب کند، دست به خودکشی می‌­زند. چخوف در این نمایشنامه از آرزوهایی سخن می‌­گوید که بر اثر عدم تناسب با قدرت شخص هرگز برآورده نمی‌­شود و موجب شکست و سرخوردگی او می‌­گردد. از نظر چخوف حتی اگر انسان برحسب تصادف به آرزو‌هایش دست یابد، به سبب پوچی آن خود را شکست خورده و نابود می‌­بیند. همین نکته وضع روحی مردم روسیه را در آخر قرن نوزده نشان می‌­دهد، مردمی که پیوسته در نگرانی بسر می‌­برند، ولع تازه­جویی دارند و از تحقق بخشیدن به رؤیاهای خود ناتوانند. درست مانند مرغ دریایی که بر بالای دریاچه پرواز می‌­کند و در لحظه­ای که به رؤیای آزادی دست می‌­یابد، با تیر صیاد فرو می‌­غلتد. نمایشنامه مرغ دریایی نقطه عطفی در تحول تئا‌تر روسیه به شمار آمد و پیروزی آنکه برای چخوف امری ناگهانی بود، او را به استادی و استعداد خویش در نمایشنامه­نویسی مطمئن کرد. پس در ۱۹۰۰ نمایشنامه «عمو وانیا» Dyadya Vanya را بر صحنه آورد که مانند مرغ دریایی پیروزی بسیار به دست آورد و اندیشه­ای را نمودار ساخت همانند اندیشه ایبسن درباره وظیفه هرفرد نسبت به خویش. در ۱۹۰۱ نمایشنامه «سه خواهر» Tri Sestry در چهار پرده به اجرا درآمد. هیچ­یک از آثار چخوف مانند این نمایشنامه، مذلت و مسکنت عظیم روسیه را در آخر قرن نوزده پیش چشم نمی‌­آورد. سه خواهر که تا حدی از جاذبه زنانه برخوردارند، در شهرستان کوچک و خاموش و ملالت­باری به سر می‌­برند و با وجود اختلافهای فکری و روحی هدف مشترکی دارند و آن رفتن به مسکو و هرگز بازنگشتن به شهر کوچک خویش است. در این میان هنگی از ارتش به شهر آنان وارد می‌­شود. ورود افسران وضع شهر و از جمله وضع خواهران را تغییر می‌­دهد و آمد و رفت آنان به خانه این سه خواهر ایشان را به زندگی در شهر خود بیشتر پایبند می‌­سازد، هریک با افسری آشنا می‌­شود و از نور امید دل خود را روشنی می‌­بخشد، افسوس که این رستاخیز پایدار نیست، سپاهیان احضار می‌شوند و افسران ناچار به ترک شهر می‌­گردند و در نتیجه سرنوشت سه خواهر به تنهایی غم‌انگیز قبل بازمی­گردد. از آن پس سفر به مسکو از یادشان می‌­رود و جز تسلیم به سرنوشت راه دیگری برایشان باقی نمی‌­ماند. چخوف در این نمایشنامه تحمل و تسلیم بشر را نتیجه بدبختی و تیره­روزی می‌­داند. نمایشنامه «باغ آلبالو» Vishneviy sad آخرین نمایشنامه چخوف در سال مرگش انتشار یافت که مانند سایر نمایشنامه­های او از حوادث برجسته و پیچ و خمهای داستانی خالی است. تنها حال روحی قهرمانان است که محیط تازه­ای پدید می‌­آورد. باغ آلبالوئی که پر از درخت و گل است و پرندگان پیوسته بر آن نغمه­سرایی می‌­کنند و مورد علاقه فراوان مالکان است، بر اثر دگرگونیهای زندگی و وضع نامساعد مالی باید خراب شود تا زندگی مالکان را از ورشکستگی نجات دهد. در این اثر وداع حزن­انگیز با همه اصالتهای طبقه زارع که محکوم به نابودی است، دیده می‌­شود. نمایشنامه باغ آلبالو با موفقیت بسیار در تئا‌تر هنری مسکو بر صحنه آمد. چخوف همچنان برتعداد داستانهای خود می‌­افزود که همه­اش به سبب آنکه نمودار حال و اوضاع مردم زمان خود بود، از محبوبیتی روزافزون نزد عامه مردم برخوردار می‌­گردید. داستان «زندگی من» Moya Zhizn (۱۸۹۶) حاکی از احساس تلخ و بدبینی است که پیوسته در نظر چخوف به امید به آینده همراه بوده است. داستان «اتاق شماره شش» Palata No ۶ (۱۸۹۲) از قوی‌ترین داستانهای چخوف به شمار می‌­آید و مربوط به سالهایی است که پس از قتل آلکساندر دوم، دگرگونی شدیدی در وضع اجتماعی روسیه پدید آمد و فقر و تیره­روزی همه­جا را فرا گرفت. چخوف که ترسیم کننده این وضع و این تیره­روزی است داستان اتاق شماره شش را بر این زمینه قرار داده است و اتاق بیمارستانی را در شهرستانی نشان می‌­دهد که به صورتی کثیف و بی­نظم با چند بیمار روانی به حال خود‌‌ رها شده و جز نگهبانی که‌گاه با مشت بیماران را به سکوت وا می‌دارد، کسی به فکر آنان نیست. تنها پزشک شهرستانی که از تنگ نظری و نادانی همشهریانش نفرت یافته، از این اتاق و بیمارانش دیدن می‌­کند، با یکی از بیماران که پیوسته گمان می‌­کند مورد تعقیب قرار گرفته است، آشنا می‌­شود و غالب اوقات را با او به بحث و گفتگو می‌­گذراند، اما سرانجام این پزشک درستکار نیز از طرف حاکم شهر به بیماری روانی منسوب می‌­گردد و در‌‌ همان بیمارستان بستری می‌­شود. در این اثر ترک مطلق اراده در همه شکل توصیف می‌­گردد. چخوف در «قصه یک نا‌شناس» Rasskaz Neznakomova ۱۸۹۳یکی از زندگیهای پوچ و بی­ثمر را بیان می‌­کند و با تلخی از انحطاط اخلاقی مردم زمان و خودستایی و نخوت و بی­شرمی و بی­خیالی سخن می‌­گوید. در داستان «ملال­آور» Skuchnaya Istoriya انحطاط عقل و درایت بر اثر یکنواختی کار عادی، توصیف می‌­گردد. داستان «ماژیک‌ها» Mujiki ۱۸۹۷مهم‌ترین سندی است درباره زندگی دهقانان روسیه در اواخر قرن نوزده. چخوف بی‌هیچگونه عبارت‌پردازی یا لحن ملالت بار، تسلط جهل، وحشی­گری و فقر و خرافات و می‌خوارگی را در روستا‌ها بیان کرده و از فساد دستگاه حکومت و رشوه­خواری و به طور کلی از روسیه تحت یوغ استبداد تزار‌ها تصویری کامل پیش چشم گذارده است. در آثار چخوف هرگز به حوادث شدید و هیجان انگیز برنمی­خوریم. داستان‌ها همه از یک سلسله اعمال و وقایع کوچک جاری تشکیل شده که از سادگی کامل برخوردار است و همین سادگی و صراحت موجب نفوذش در خواننده می‌­شود. چخوف با روشن­بینی و دقت یک پزشک، اعمال و روحیه و زندگی روزانه مردم را مورد مطالعه قرار می‌­دهد که با خستگی، بیهودگی، تنهایی و ناامیدی به پایان می‌­رسد. نمایشنامه­‌ها نیز عاری از زرق و برق و جلال و شکوه است. تنها نکته­های غم­انگیزی که در آن‌ها جای دارد، از زندگی سخت و خشونت­بار و بی­فرهنگی جامعه روسیه در آخر قرن نوزده حکایت می‌­کند. چخوف در این وضع غم­انگیز پیوسته به یافتن راه گریز و نجات امیدوار و در انتظار روز موعودی است که مردم با کوشش و تلاش خود ـ که او به آن ایمان راسخ دارد ـ بتوانند همه موانع را از میان بردارند. ماکسیم گورکی درباره چخوف نوشته است: «من هرگز انسانی ندیدم که چنین عمیق و چنین کامل به اهمیت کار به عنوان اساسی­‌ترین عامل در تمدن زندگی امروز پی برده باشد.» در نمایشنامه ­های سالهای آخر زندگی چخوف، شفقت و عطوفت فراوانی به بشر و سرنوشتش نشان داده می‌­شود. از طرف دیگر به سبب آنکه اجدادش از دهقانان برده بوده­اند، وی همیشه همدردی و صمیمیتی نسبت به مردم فقیر و تحت فشار ابراز می‌­دارد. چخوف در ادبیات روسیه خالق سبکی تازه در شیوه نمایشنامه­نویسی و داستان­نویسی شده است. مکاتبات چخوف نیز از ارزش بسیار برخوردار است. آثار چخوف مورد ستایش نویسندگانی چون تولستوی و ماکسیم گورکی قرار گرفت و به طور مستقیم یا غیر مستقیم در بیشتر رمان­نویسان معاصر او نفوذ فراوان برجای گذاشت. چخوف از بزرگ‌ترین و برجسته­‌ترین داستان­نویسان واقع­بین روسیه در دوران قبل از انقلاب به شمار می‌­آید.

[ سه‌شنبه 22 فروردین 1396 ] [ 20:34 ] [ مَهدیبا ]

[ 0 نظر ]